کد خبر: 1356748
تاریخ انتشار: ۱۶ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۲۳:۰۳
مصطفی قربانی 

در پوزیتیویسم (اثبات‌گرایی) مفروض آن است که رفتار انسان در پاسخ به محرک‌های بیرونی شکل می‌گیرد و در صورت یکسان بودن این محرک‌های بیرونی، لاجرم رفتاری یکسان و نتیجه‌ای مشابه شکل می‌گیرد. به همین دلیل، پوزیتیویسم تعمیم‌گراست. از این رو، در پوزیتیویسم به نقش عواملی، چون ارزش‌ها، فرهنگ، عواطف انسانی و اراده انسانی در تعیین رفتار انسان توجه نمی‌شود. 
بر این اساس، بخشی از شکست و گرفتاری ترامپ در مقابل ایران، ناشی از مفروضات پوزیتیویستی وی بود که در مواجهه با صخره سخت واقعیت قدرت و اصالت ایرانی، با سرشکستگی مواجه شد؛ بدین ترتیب که وی تلاش کرد تا با تکرار الگویی که در قبال ونزوئلا به کار بست، ایران را بدون جنگ تسلیم کند. به بیان دیگر، ترامپ و تصمیم‌گیران امریکایی تصور می‌کردند که با تهدید و محاصره، همان‌گونه که ونزوئلا در برابر امریکا تسلیم شد، ایران نیز در برابر آنها تسلیم خواهد شد. با این حال، با حاصل نشدن نتیجه‌ای مشابه ونزوئلا در ایران برای امریکا، منطق تعمیم‌گرایی پوزیتیویستی در امریکا با بن‌بست مواجه شد. اما چرا ترامپ در برابر ایران موفق نشد؟
در پاسخ باید گفت که ترامپ با مفروضات پوزیتیویستی قادر به فهم تفاوت الگوی ایران و ونزوئلا و درک نقش متغیر‌های غیرملموس و نهفته‌ای، چون موارد زیر نبوده و نیست:
۱. ذخایر معرفتی اسلامی- ایرانی شامل همه ارزش‌ها و عناصر فرهنگی هویتی منبعث از میراث اسلامی و پیشینه درخشان تمدنی ایران. 
۲. فرهنگ سیاسی مقاومت ایرانیان که مشحون از عناصری، چون شهادت‌طلبی، عدالت‌طلبی، استکبارستیزی، بیگانه‌هراسی، توأمانی دین و سیاست و... است. 
۳. اراده سیاسی ایرانیان برای نبرد؛ بدین ترتیب که ایرانیان همچون پیشینه تاریخی خود هیچ اراده‌ای برای تسلیم در برابر دشمن ندارند. 
۴. بازدارندگی مؤثر بومی که با اتکا به انسجام ملی، توانایی‌های دفاعی بومی، موقعیت کم‌نظیر جغرافیایی و... ایجاد شده است. 
۵. هوشمندی راهبردی ایرانیان که در سایه آن، ایرانیان در مواقع حساس قادر به تعیین اولویت‌ها، برهم زدن طراحی‌های پیچیده دشمنان و بازی نکردن در زمین دشمن و... بوده‌اند. 
در واقع، با غفلت از نقش متغیر‌های مذکور در تعیین جهت‌گیری‌ها و کنش‌های راهبردی ایران، ترامپ و اندیشکده‌های حرفه‌ای امریکا نتوانستند درک کنند که با آرایش جنگی تقلیدی در برابر ونزوئلا و سپس حمله به ایران، نه‌تنها تسلیمی در کار نیست، بلکه زیر بار حملات کوبنده ایران مجبور به تغییر محاسبات خواهند شد. از این رو، درس بزرگ ایستادگی تسلیم‌ناپذیر ایران در برابر امریکا و ابطال منطق تعمیم‌گرایی پوزیتیویستی حاکم بر فضای بین‌الاذهانی نخبگان و تصمیم‌گیران امریکایی آن است که امریکا دیگر نمی‌تواند نسخه واحدی برای همه جهان بپیچد و اساساً دیگر در موقعیتی نیست که بتواند دستورکار‌های خود را به صورت واحد در جهان اجرا کند. 
در عین حال، نکته مهم‌تر آن است که ایران با ابطال منطق تعمیم‌گرایی پوزیتیویستی امریکایی و با اتکا به نقش متغیرهایی، چون هویت و فرهنگ اسلامی- ایرانی نشان داد که در کنار سایر متغیر‌ها همچون جغرافیا و توانایی‌های دفاعی، هم قدرت تنها در تجهیزات و تسلیحات یا برتری‌های فیزیکی خلاصه نمی‌شود و هم عوامل هویتی و فرهنگی به چه میزان می‌توانند قدرت‌آفرین باشند. بنابراین، برای رویارویی قدرتمندانه‌تر با دشمنان و استحکام پایه‌های قدرت ایران در شرایط انتقالی نظام بین‌الملل و فراتر از اینها، تأمین قدرت بازدارندگی و امنیت ملی، علاوه بر حوزه‌های سخت‌افزاری و تکنولوژیکی، باید به تقویت پویایی و استحکام هرچه بیشتر فرهنگ و هویت اسلامی- ایرانی بیش از پیش اندیشید.

برچسب ها: جنگ ، ترامپ ، امریکا
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار